پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۸۹۰

به بام خویش چو آن ماه کج کلاه برآید

نفیر و ناله من بر سپهر و ماه برآید

نگه تو داریش از سوز جان خلق، خدایا

چو او خرامد هر سو، هزار آه برآید

چو چشم سرخ کنم بر رخش، ز دیده رود خون

هزار آه که داد از دل سیاه برآید

فتاد در زنخ او، دلا، بمیر که زلفش

نه رشته ایست کز او غرقه ای ز چاه برآید

ز روی خوب مراد تو می دهند، ولیکن

هزار توبه کجا پیش این گناه برآید؟

شبی پگاه ترک سر ز خواب ناز برآور

که آفتاب نیارد که صبحگاه برآید

چنین که اختر خسرو به زیر خاک فرو شد

مگر ز دولت شاه جهان پناه برآید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۹۲چو تُرک مست من آلوده‌ی شراب درآید
  2. شمارهٔ ۸۹۳دلم ز دست برفته ست و پیش باز نیابد
  3. شمارهٔ ۸۹۴مهی گذشت که چشمم خبر ز خواب ندارد
  4. شمارهٔ ۸۹۵کمند زلف تو عشاق را به کوی تو آرد
  5. شمارهٔ ۸۹۶مبند دل به جهان کاین جهان پشیز نیر زد
  6. شمارهٔ ۸۹۷از آنگهی که گشادم به رویت این نظر خود
  7. شمارهٔ ۸۹۸ز حد گذشت غم ما و آن نگار نپرسید
  8. شمارهٔ ۸۹۹گمان مبر که مرا هیچ کس به جای تو باشد
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.