پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۸۸۹

شبی که دلبرم از بام همچو ماه برآید

ز جان سوخته ام صد هزار آه بر آید

به منزلی که گذشتی ز آب دیده ام، ای جان

هزار لاله خونین ز خاک راه برآید

ز پرده چون به در آیی برای دیدن رویت

هزار یوسف کنعان ز قعر چاه برآید

چه عشوه، و چه کرشمه، چه دلبریست که چشمت؟

همه به مردم مسکین بیگناه برآید

ز حال خسرو مسکین نظر دریغ مفرما

که کار ما ز تو، ای جان، به یک نگاه برآید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۹۱چون آن بت از سر کو با هزار ناز برآید
  2. شمارهٔ ۸۹۲چو تُرک مست من آلوده‌ی شراب درآید
  3. شمارهٔ ۸۹۳دلم ز دست برفته ست و پیش باز نیابد
  4. شمارهٔ ۸۹۴مهی گذشت که چشمم خبر ز خواب ندارد
  5. شمارهٔ ۸۹۵کمند زلف تو عشاق را به کوی تو آرد
  6. شمارهٔ ۸۹۶مبند دل به جهان کاین جهان پشیز نیر زد
  7. شمارهٔ ۸۹۷از آنگهی که گشادم به رویت این نظر خود
  8. شمارهٔ ۸۹۸ز حد گذشت غم ما و آن نگار نپرسید
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.