پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۸۷

نازکیی که دیده ام آن رخ همچو لاله را

سوزم و بر نیاورم پیش وی آه و ناله را

تا چو سگان فغان کنند از رخش اهل نه فلک

ساخت مه چهارده آن بت هجده ساله را

عقل نماند در سری، صبر نماند در دلی

برگل و لاله کس چنین کژ ننهد کلاله را

سوخته رخت اگر سوی چمن گذر کند

در دل خود گمان برد شعله گرم لاله را

بوسه اگر همی دهی، بر لب خود حواله کن

رشوت تست جان من از پی این حواله را

من به نظاره ای خوشم، وصل چه حد من بود

حوصله مگس مدان کو بخورد نواله را

دل خط و وام دادمت، هوش و خرد سپردمت

جانست هنوز دادنی، پاره مکن قباله را

تو ز پیاله می خوری من همه خون که دمبدم

حق لبم همی دهی از لب خود پیاله را

دل که فسرده تر بود هم به گدازش آورد

ناله خسروش چنان کاتش تیز ژاله را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۹وقتی اندر سر کویی گذری بود مرا
  2. شمارهٔ ۹۰دیوانه کرد زلف تو در یک نظر مرا
  3. شمارهٔ ۹۱که ره نمود ندانم قبای تنگ ترا
  4. شمارهٔ ۹۲باز مدار، ای پسر، غمزه نیم خواب را
  5. شمارهٔ ۹۳دلبرا، عمریست تا من دوست می دارم ترا
  6. شمارهٔ ۹۴جان به خاموشی برآمد بی زبانی چند را
  7. شمارهٔ ۹۵شب به روز آمد بسی کز دل نهادی یاد را
  8. شمارهٔ ۹۶من ز بهرت دوست دارم جان عشق‌اندیش را
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.