پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۷

آن طره به روی مه بنهاد سر خود را

از خط غبار آن رخ پوشیده خور خود را

چون دید گل رویش در صحن چمن، زان گل

ایثار قدومش کرد از شرم زر خود را

مانند قدش بستان چون دید سهی سروی

زیر قدمش سبزه بنهاد سر خود را

دیدم به رقیب او بنشسته سگ کویش

گفتم که فلان اکنون و ایافت خر خود را

ای ناصح بیهوده چندین چه دهی پندم

بگذار مرا بگذار، می خار سر خود را

زان بند قبا دارم پیوسته به دل غصه

کاندر پی جان من بربست بر خود را

گفتا ز درم خسرو، منزل به دگر جا کن

گفتم که سگ خانه نگذاشت در خود را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹صبا نو کرد باغ و بوستان را
  2. شمارهٔ ۱۰گل من سبزه زاری کرد پیدا
  3. شمارهٔ ۱۱چو بگشایی لب شکر شکن را
  4. شمارهٔ ۱۲درآمد در دل آن سلطان دل‌ها
  5. شمارهٔ ۱۳زهی وصف لبت ذکر زبان‌ها
  6. شمارهٔ ۱۴بهر شکار آمد برون کژ کرده ابرو ناز را
  7. شمارهٔ ۱۵جانم از آرام رفت، آرام جان من کجا
  8. شمارهٔ ۱۶بشکفت گل‌ها در چمن، ای گلسِتان من بیا
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.