پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶

بشکفت گل‌ها در چمن، ای گلسِتان من بیا

سرو ایستاده منتظر، سرو روان من بیا

از گریه من هر طرف، پر لاله و گل شد زمین

وقتی به گلگشت، ای صنم، در گلسِتان من بیا

حیف است دیدن بی‌رُخَت، در بوستان آخر گهی

ای گل، نهان از باغبان در بوستان من بیا

هر طره تو آفتی، هر نرگس تو فتنه‌ای

گرچه بلای عالمی، از بهر جان من بیا

تلخی که گویی نیست آن از تلخی هجرت فزون

با این همه تلخی خود، شکّرفِشان من بیا

دانی که هستم در جهان من خسرو شیرین‌زبان

گر نایی از بهر دلم، بهر زبان من بیا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸شکل دل بردن که تو داری نباشد دلبری را
  2. شمارهٔ ۱۹گر چه از ما واگسستی صحبت دیرینه را
  3. شمارهٔ ۲۰تا نظر سوی دو چشم تست یاران ترا
  4. شمارهٔ ۲۱این چه روزست اینکه یار از در درآمد مر مرا
  5. شمارهٔ ۲۲گنج عشق تو نهان شد در دل ویران ما
  6. شمارهٔ ۲۳در خم گیسوی کافر کیش داری تارها
  7. شمارهٔ ۲۴گم شدم در سر آن کوی، مجویید مرا
  8. شمارهٔ ۲۵ای شده ماه نما دیده بدخوی مرا
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.