پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹

گر چه از ما واگسستی صحبت دیرینه را

جا مده باری تو در دل دوستان دینه را

خورد عاشق چیست پیکانهای زهرآلود هجر

وصل چون یار تو باشد بازجو لوزینه را

بسکه خوشدل با غمم شبهای درد خویش را

دوست می دارم چو طفل کور دل آدینه را

محتسب گو تا چو من صوفی رسوا را به شهر

گشت فرماید به گردن بسته این پشمینه را

طعنه زد بر بیدلان خسرو که شد زینسان خراب

فرقتت از جان او خوش می کشد این کینه را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱این چه روزست اینکه یار از در درآمد مر مرا
  2. شمارهٔ ۲۲گنج عشق تو نهان شد در دل ویران ما
  3. شمارهٔ ۲۳در خم گیسوی کافر کیش داری تارها
  4. شمارهٔ ۲۴گم شدم در سر آن کوی، مجویید مرا
  5. شمارهٔ ۲۵ای شده ماه نما دیده بدخوی مرا
  6. شمارهٔ ۲۶وه که از سوز درونم خبری نیست ترا
  7. شمارهٔ ۲۷خبرت هست که از خویش خبر نیست مرا
  8. شمارهٔ ۲۸قدری بخند و از رخ قمری نمای ما را
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.