پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳

در خم گیسوی کافر کیش داری تارها

بهر گمره کردن پاکانست این زنارها

پرده بردار از رخی کان مایه دیوانگیست

کز دماغ عاقلان بیرون برد پندارها

فتنه و جور است و آفت کار زار حسن تو

حسن را آری بود اینگونه دست افزارها

آشتی ده با لبم لب را که آزارم به کام

کز پس آن آشتی خوش باشد این آزارها

خارخاری در دلست و غنجهای خون بر آن

چون کنم چون خود جز این گل نشکند زین خارها

هست در کوی تو بستانهای غم تا بنگری

سبزه ها کز گریه رسته از ته دیوارها

عاشق کاه و علف دل نیست، بل نقل سگانست

چون دل گاوان که بفروشند در بازارها

ناله ای دارم کش از دل گر برآرم بگسلد

باربرداران مهار و بوستان افسارها

گفتمش جان می کنم خون می خورم بهر تو، گفت

خسروا، مشتاق را جز این نباشد کارها

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵ای شده ماه نما دیده بدخوی مرا
  2. شمارهٔ ۲۶وه که از سوز درونم خبری نیست ترا
  3. شمارهٔ ۲۷خبرت هست که از خویش خبر نیست مرا
  4. شمارهٔ ۲۸قدری بخند و از رخ قمری نمای ما را
  5. شمارهٔ ۲۹هر که زیر پیرهن بیند مرا
  6. شمارهٔ ۳۰ای جهانی بنده چون من مر ترا
  7. شمارهٔ ۳۱باغم عشق تو می سازیم ما
  8. شمارهٔ ۳۲شاخ نرگس را ببرد اینک صبا
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.