پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸

قدری بخند و از رخ قمری نمای ما را

سخنی بگوی و از لب شکری نمای ما را

سخنی چو گوهرتر صدف لب تو دارد

سخن صدف رها کن، گهری نمای ما را

به نظر ندیده ام من اثر دهان تنگت

اگرت بود دهانی اثری نمای ما را

منم اندر این تمنا که ببینم از تو بویی

چو صبا خرامشی کن، کمری نمای ما را

ز خیال طره تو چو شب است روز عمرم

به کرشمه خنده ای زن، سحری نمای ما را

به زبان خویش گفتی که گذر کنم به کویت

مگذر ز گفته خود گذری نمای ما را

چو منت هزار عاشق بود، ای صنم، ولیکن

به همه جهان چو خسرو دگری نمای ما را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰ای جهانی بنده چون من مر ترا
  2. شمارهٔ ۳۱باغم عشق تو می سازیم ما
  3. شمارهٔ ۳۲شاخ نرگس را ببرد اینک صبا
  4. شمارهٔ ۳۳وه که اگر روی تو در نظر آید مرا
  5. شمارهٔ ۳۴ای به بدی کرده باز چشم بدآموز را
  6. شمارهٔ ۳۵طاقت دوری نماند عاشق دلتنگ را
  7. شمارهٔ ۳۶ای رخ زیبای تو آینه سینه ها
  8. شمارهٔ ۳۷آن شه به سوی میدان خوش می رود سوارا
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.