پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵

ای شده ماه نما دیده بدخوی مرا

دیده‌ای هیچ‌گه آن ماه جفاجوی مرا؟

نتواند که کسی را نکشد با آن روی

واگذارید به من، آن بت بدخوی مرا

اره گر از پی آن روی نهندم بر سر

شانه‌ای دانم کاو راست کند موی مرا

گفتم این سر به یکی ضربت چوگان بنواز

گفت خواهی که تو معزول کنی گوی مرا

ترسم از بوی دل سوخته ناخوش گردد

می‌رسانی به وی، ای باد صبا، بوی مرا؟

شد ز من سوخته خلقی و ز دود دل من

آتشی گیرد هر روز سر کوی مرا

گفتی افتاده بمان بر در من، چون خیزم؟

خاک ناخورده هنوز این سر و پهلوی مرا

بس‌که گرید ز غمت، روی به زانو خسرو؛

بیم زنگار شد آیینه زانوی مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷خبرت هست که از خویش خبر نیست مرا
  2. شمارهٔ ۲۸قدری بخند و از رخ قمری نمای ما را
  3. شمارهٔ ۲۹هر که زیر پیرهن بیند مرا
  4. شمارهٔ ۳۰ای جهانی بنده چون من مر ترا
  5. شمارهٔ ۳۱باغم عشق تو می سازیم ما
  6. شمارهٔ ۳۲شاخ نرگس را ببرد اینک صبا
  7. شمارهٔ ۳۳وه که اگر روی تو در نظر آید مرا
  8. شمارهٔ ۳۴ای به بدی کرده باز چشم بدآموز را
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.