پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲

گنج عشق تو نهان شد در دل ویران ما

می زند زان شعله دایم آتشی در جان ما

ای طبیب از ما گذر، درمان درد ما مجوی

تا کند جانان ما از لطف خود درمان ما

یوسف عهد خودی تو، ای صنم با این جمال

می رسد شاهی ترا بر دلبران، سلطان ما

دی خرامان در چمن ناگه گذشتی لاله گفت

نیست مثل آن صنوبر در همه بستان ما

از تب و تاب غم هجران چو ما را دل بسوخت

خود نگفتی این گذر چونست در هجران ما

چشم ما می گوید از سوز غمت شب تا به روز

هیچ رحمی نایدت بر دیده گریان ما

می کنم شادی که گفتا غمزه ات از ناز دوش

خسروا، نزدیک آن شو تا شوی قربان ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴گم شدم در سر آن کوی، مجویید مرا
  2. شمارهٔ ۲۵ای شده ماه نما دیده بدخوی مرا
  3. شمارهٔ ۲۶وه که از سوز درونم خبری نیست ترا
  4. شمارهٔ ۲۷خبرت هست که از خویش خبر نیست مرا
  5. شمارهٔ ۲۸قدری بخند و از رخ قمری نمای ما را
  6. شمارهٔ ۲۹هر که زیر پیرهن بیند مرا
  7. شمارهٔ ۳۰ای جهانی بنده چون من مر ترا
  8. شمارهٔ ۳۱باغم عشق تو می سازیم ما
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.