پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰

تا نظر سوی دو چشم تست یاران ترا

کی بود پیکاری آن مردم شکاران ترا

تا شدند اندر کشش دو چشم تو خنجز گذار

شغلها فرمود اجل خنجر گذاران ترا

نوجوان گشتی و شکل ناز را نشناختی

جای تسکین نیست زین پس بیقراران ترا

هر کرا امروز خواندی باز فردا کشتیش

بارک الله این چه اقبال است یاران ترا

تا دلم خوش کردی از امید پیکان ریختن

نام شد باران رحمت تیر باران ترا

شرمسار یک نظر گشتیم و هست از چشم تو

یک نظر دیگر توقع شرمساران ترا

از لب تو تشنگان محروم و ساغر بهره مند

مرهمی باید هم آخر دلفگاران ترا

خون تیره می خورند از چشم تو عشاق تو

نوش باد این می به یادت درد خواران ترا

شاه حسنی و بلا و فتنه پیشت یادگار

شرم بادا قتل خسرو کارداران ترا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲گنج عشق تو نهان شد در دل ویران ما
  2. شمارهٔ ۲۳در خم گیسوی کافر کیش داری تارها
  3. شمارهٔ ۲۴گم شدم در سر آن کوی، مجویید مرا
  4. شمارهٔ ۲۵ای شده ماه نما دیده بدخوی مرا
  5. شمارهٔ ۲۶وه که از سوز درونم خبری نیست ترا
  6. شمارهٔ ۲۷خبرت هست که از خویش خبر نیست مرا
  7. شمارهٔ ۲۸قدری بخند و از رخ قمری نمای ما را
  8. شمارهٔ ۲۹هر که زیر پیرهن بیند مرا
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.