پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷

وقت گل است نوش کن باده چون گلاب را

بلبل نغمه ساز کن بلبله شراب را

ساغر لاله هر زمان باد نشاط می دهد

بین که چه موسمی ست خوش نقل و می و کباب را

مرغ چو در سرو شد، بال کشید در زمین

سبزه بساط سبز وتر از پی رقص آب را

نیست حیات شکرین کاخر شب شکر لبان

هر طرفی به بوی می تلخ کنند خواب را

چون به سؤال گویدم ساقی مست عاشقان

هان قدحی، چگونه ای؟ حاضرم این جواب را

چند ز عقل و درد سر باده بیار ساقیا

درد ترا و سر مرا عقل شراب ناب را

گرد سفید برق را تا بنشاند از هوا

موج بلند می شود چشمه آفتاب را

نی غلطم که آفتاب اوج ازان گرفت تا

بوسه زند به پیش شه حاشیه جناب را

خورد خدنگ او بسی خون ز دو دیده، پر نشد

سیر کجا کند مگس حوصله عقاب را

خانه خسرو از رخش هست صفا که هر زمان

از رخ فکر مدح تو دور کند نقاب را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹گر چه از ما واگسستی صحبت دیرینه را
  2. شمارهٔ ۲۰تا نظر سوی دو چشم تست یاران ترا
  3. شمارهٔ ۲۱این چه روزست اینکه یار از در درآمد مر مرا
  4. شمارهٔ ۲۲گنج عشق تو نهان شد در دل ویران ما
  5. شمارهٔ ۲۳در خم گیسوی کافر کیش داری تارها
  6. شمارهٔ ۲۴گم شدم در سر آن کوی، مجویید مرا
  7. شمارهٔ ۲۵ای شده ماه نما دیده بدخوی مرا
  8. شمارهٔ ۲۶وه که از سوز درونم خبری نیست ترا
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.