پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲

درآمد در دل آن سلطان دل‌ها

دل من زنده شد زان جان دل‌ها

همی‌کارد به کویش تخم جان خلق

که می‌بارد از آن باران دل‌ها

ز بس دل‌ها که در کوی تو افتاد

شده زاغ و زغن مهمان دل‌ها

به گرما از سواد چشم من کن

سیه چتر خود، ای سلطان دل‌ها

زهی مهتاب عالم‌سوز کافگند

رخت در عرصه ویران دل‌ها

عذابی دارم از تو گرچه هستی

ز رحمت آیتی در شأن دل‌ها

نگویم درد خود کس را که نشناخت

طبیب کالبد درمان دل‌ها

تو می خور گرچه مشتاقان کبابند

به روی آتش سوزان دل‌ها

دل خسرو شد از نو بت‌پرستی

تو تا بردی همه ایمان دل‌ها

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴بهر شکار آمد برون کژ کرده ابرو ناز را
  2. شمارهٔ ۱۵جانم از آرام رفت، آرام جان من کجا
  3. شمارهٔ ۱۶بشکفت گل‌ها در چمن، ای گلسِتان من بیا
  4. شمارهٔ ۱۷وقت گل است نوش کن باده چون گلاب را
  5. شمارهٔ ۱۸شکل دل بردن که تو داری نباشد دلبری را
  6. شمارهٔ ۱۹گر چه از ما واگسستی صحبت دیرینه را
  7. شمارهٔ ۲۰تا نظر سوی دو چشم تست یاران ترا
  8. شمارهٔ ۲۱این چه روزست اینکه یار از در درآمد مر مرا
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.