پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۶

بیم است که سودایت دیوانه کند ما را

در شهر به بدنامی افسانه کند ما را

بهر تو ز عقل و دین بیگانه شدم آری

ترسم که غمت از جان بیگانه کند ما را

در هجر چنان گشتم ناچیز که گر خواهد

زلفت به سر یک مو در شانه کند ما را

زان سلسلهٔ گیسو منشورِ نجاتم ده

زان پیش که زنجیرت دیوانه کند ما را

زینگونه ضعیف ار من در زلف تو آویزم

مشاطه به جای مو در شانه کند ما را

من می زدهٔ دوشم شاید که خیال تو

امروز به یک ساغر مستانه کند ما را

چون شمع بتان گشتی پیش آی که تا خسرو

بر آتش روی تو پروانه کند ما را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸چنانی در نظر نظارگان را
  2. شمارهٔ ۹صبا نو کرد باغ و بوستان را
  3. شمارهٔ ۱۰گل من سبزه زاری کرد پیدا
  4. شمارهٔ ۱۱چو بگشایی لب شکر شکن را
  5. شمارهٔ ۱۲درآمد در دل آن سلطان دل‌ها
  6. شمارهٔ ۱۳زهی وصف لبت ذکر زبان‌ها
  7. شمارهٔ ۱۴بهر شکار آمد برون کژ کرده ابرو ناز را
  8. شمارهٔ ۱۵جانم از آرام رفت، آرام جان من کجا
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.