پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۹

صبا نو کرد باغ و بوستان را

پیاله داد نرگس ارغوان را

به خط سبز، صحرا نسخه برداشت

سواد روشن دارالجنان را

سحرگاهان چکید از قطره ابر

گلوتر گشت مرغ صبح خوان را

مزاج از قطره ها خشک کرد نرگس

چو بیماری که یابد ناردان را

بنفشه کوژ پیش سر گویی

تواضع می کند پیر و جوان را

مگر بوسی نمی خواهد ز سوسن

که غنچه تنگ می گیرد دهان را

الا ای بلبل آخر بانگ بر زن

که سوسن گرد می نارد زبان را

نگارا بلبل اینک می کند بانگ

روان کن در چمن سرو روان را

مرا گفتی مبین در من به گل بین

به گل نسبت مکن روی چنان را

جوانی می رود از دست بر باد

برو لنگر بنه رطل گران را

گل اندک عمر و چندان باد در سر

چگونه خنده ناید گلستان را

به باغ مجلس خود، همچو بلبل

نگه کن خسرو شیرین زبان را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱چو بگشایی لب شکر شکن را
  2. شمارهٔ ۱۲درآمد در دل آن سلطان دل‌ها
  3. شمارهٔ ۱۳زهی وصف لبت ذکر زبان‌ها
  4. شمارهٔ ۱۴بهر شکار آمد برون کژ کرده ابرو ناز را
  5. شمارهٔ ۱۵جانم از آرام رفت، آرام جان من کجا
  6. شمارهٔ ۱۶بشکفت گل‌ها در چمن، ای گلسِتان من بیا
  7. شمارهٔ ۱۷وقت گل است نوش کن باده چون گلاب را
  8. شمارهٔ ۱۸شکل دل بردن که تو داری نباشد دلبری را
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.