پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۶۵۹

سبزه ای سبز است و آب روشن و سرو بلند

باده صافی به جام آبگون باید فگند

جای بلبل هست بر سرو بلند و زین قبیل

هست جای آنکه بلبل می پرد زینسان بلند

نرگس اندر عین مستی سوی گل چشمک زن است

ورنه گل بر سبزه هم چندین نکردی ریشخند

گل ازان کم عمر شد کاو ییشتر از عمر خویش

دام داد آن را که از وی وقت گل شد بهره مند

ساقیا، می چاشنی کن بعد ازان درده، ازانک

گر ترش باشد می آن را چاشنی باید ز قند

بند بندم را جدا کرده است دست غم به تیغ

تو به خون گرم می پیوند کن بندم ز بند

شاهد مجلس، بپوشان رو که من از بیم چشم

پیش رویت پای می کوبم بر آتش چون سپند

گر دل خسرو رسن بازی کند با زلف تو

رشته یک چندی درازش ده ز زلف چون کمند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۶۱بر بناگوشت بلای خط که سر بر می‌کند
  2. شمارهٔ ۶۶۲جان که چون تو دشمنی را دوستداری می‌کند
  3. شمارهٔ ۶۶۳چشم تو مست است یا در خواب بازی می‌کند
  4. شمارهٔ ۶۶۴باز ترک مست من آهنگ بازی می‌کند
  5. شمارهٔ ۶۶۵غمزه شوخت که قصد جان مردم می‌کند
  6. شمارهٔ ۶۶۶دل که با خوبان بدخو آشنایی می‌کند
  7. شمارهٔ ۶۶۷کافر خونخواه دنبال شکاری می رود
  8. شمارهٔ ۶۶۸کالبد از دل تهی شد، گر چه جان بیرون رود
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.