پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۶۳۸

باز از رندی علم بر آسمان خواهم کشید

روز پیری جام با یار جوان خواهم کشید

تیر غمزه ترک چشمش از کمان ابروان

سوی سینه گر گشاید، من به جان خواهم کشید

پیشکش آرند هر یک سیم و زر در پیش او

من دل پر خون و جان ناتوان خواهم کشید

بگذر، ای ناصح، ز من امروز بگذارم که باز

جامی می بر روی یار مهربان خواهم کشید

گر مددگاری رسد از اخترا مسعود من

امشب از لعل لبش راح روان خواهم کشید

سوی خسرو التفاتی گر نماید آن سوار

زیر پایش سر چو خاک آستان خواهم کشید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۴۰از لبت گر خط میگون سر برون خواهم کشید
  2. شمارهٔ ۶۴۱خوبرویان چون به سلطانی علم بالا کشند
  3. شمارهٔ ۶۴۲باز گل بشکفت و گلرویان سوی بستان شدند
  4. شمارهٔ ۶۴۳گر نظر بر چشم کافر کیش او خواهد فتاد
  5. شمارهٔ ۶۴۴باز گل می آید و دل در بلا خواهد فتاد
  6. شمارهٔ ۶۴۵دل ز دست من برفت و آرزوی دل بماند
  7. شمارهٔ ۶۴۶رفتیم از چشم و در دل حسرت رویت بماند
  8. شمارهٔ ۶۴۷عاشقان نقل غمت با باده احمر خورند
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.