پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۶۴۷

عاشقان نقل غمت با باده احمر خورند

گر چه غم تلخ است، بر یاد تو چون شکر خورند

رفت عمر و خارخار نخل بالایت نرفت

ای خوش آن مرغان کز آن شاخ جوانی برخورند

مرده آن قامتم کاندم که بخرامد به راه

مردگان در خاک هر دم حسرتی دیگر خورند

روزها بگذشت و از ما یاد نامد در دلت

ای عفاک الله غم یاران ازین بهتر خورند

خون فرو خوردم، پس آنگه ساقیت گشتم، ازانک

چاشنی ناکرده شاهان شربتی کمتر خورند

گر مرادی نیست، باری طعنه هم چندین مزن

کس ندیده ست اینکه پیش از انگبین شکر خورند

ما ز بهر سوز هجرانیم، کی یابیم وصل

دوزخ آشامان چگونه شربت کوثر خورند

ای ترا خاری به پا نشکسته، کی دانی که چیست؟

جان شیرانی که شمشیر بلا بر سر خورند

سوی خسرو هان و هان بویی بیاری، ای صبا

هر کجا مستان به کوی بی غمی ساغر خورند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۴۹عاشقان تو ز تو تا صبح در خونابه اند
  2. شمارهٔ ۶۵۰چشمها را گوی کاین ناز و کرشمه کم کنند
  3. شمارهٔ ۶۵۱ژاله از نرگس فرو بارید و گل را آب داد
  4. شمارهٔ ۶۵۲دوش بوی گل مرا از آشنایی یاد داد
  5. شمارهٔ ۶۵۳آن همه دعوی که اول عقل دعوی دار کرد
  6. شمارهٔ ۶۵۴یا رب، آن بالا مگر از آب حیوان ریختند
  7. شمارهٔ ۶۵۵آبرویم ز آتش سودای خوبان شد به باد
  8. شمارهٔ ۶۵۶در شب هجران که روزی هیچ دشمن را مباد
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.