پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۶۵۵

آبرویم ز آتش سودای خوبان شد به باد

خاک بر سر می کنم از دست ایشان داد داد

زلف تو سرمایه عمر دراز است، ای پسر

زانکه از سودای زلفت می رود عمرم به باد

از شب غم بر سر من صبح پیری می دمد

حبذا عهد جوانی، گوییا آن بود باد

زین صفت کز آتش دل دود بر سر می رود

روشن است این کاخرم باید چو شمع از پا فتاد

ای که برکندی دل از پیمان یاران قدیم

گاه گاهت یاد باید کرد از عهد وداد

بخت یارت شد، مبارک طالع فیروز روز

نیک بختی مقبلی کو را قبولت دست داد

خسرو از دوران گیتی محنت و غم دید و بس

دولت او بود و بخت او که از مادر نزاد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۵۷غمزه هایی کرد چشمش با دل این نامراد
  2. شمارهٔ ۶۵۸ساقیا، می ده که بیرون سبزه های تر دمید
  3. شمارهٔ ۶۵۹سبزه ای سبز است و آب روشن و سرو بلند
  4. شمارهٔ ۶۶۰ای که چون جان رفته ای از پیش ما، باز آی زود
  5. شمارهٔ ۶۶۱بر بناگوشت بلای خط که سر بر می‌کند
  6. شمارهٔ ۶۶۲جان که چون تو دشمنی را دوستداری می‌کند
  7. شمارهٔ ۶۶۳چشم تو مست است یا در خواب بازی می‌کند
  8. شمارهٔ ۶۶۴باز ترک مست من آهنگ بازی می‌کند
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.