پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۶۴۶

رفتیم از چشم و در دل حسرت رویت بماند

بر شکستی و به جانم نقش گیسویت بماند

سر گذشتی بشنو از من، داشتم وقتی دلی

سالها شد در فرامش خانه مویت بماند

دی خرامان می گذشتی خلق بیدل مانده را

گریه ها پیشت روان شد، چشمها سویت بماند

مردن من بین که چون شب بازگشتم از درت

کالبد باز آمد و جان بر سر کویت بماند

گردنت آزاد باد و خون من در گردنم

چون به کشتن خو گرفتی و همان خویت بماند

رفت جان پر هوس تا بوسد ابروی ترا

هم در آن بوسیدن محراب ابرویت بماند

زان شبی کین سو گذشتی گیسوی مشکین کشان

تاکنون مستم که تو بگذشتی و بویت بماند

بو که باز آید دل و جان گرفتارم ز تو

از بدت گفتن زبان در کوی بدگویت بماند

این به گفتن راست می آید که خسرو، خوش بزی

چون زید بیچاره ای کز دیدن رویت بماند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۴۸شهسوارانی که فتح قلعه دین کرده‌اند
  2. شمارهٔ ۶۴۹عاشقان تو ز تو تا صبح در خونابه اند
  3. شمارهٔ ۶۵۰چشمها را گوی کاین ناز و کرشمه کم کنند
  4. شمارهٔ ۶۵۱ژاله از نرگس فرو بارید و گل را آب داد
  5. شمارهٔ ۶۵۲دوش بوی گل مرا از آشنایی یاد داد
  6. شمارهٔ ۶۵۳آن همه دعوی که اول عقل دعوی دار کرد
  7. شمارهٔ ۶۵۴یا رب، آن بالا مگر از آب حیوان ریختند
  8. شمارهٔ ۶۵۵آبرویم ز آتش سودای خوبان شد به باد
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.