پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۶۴۹

عاشقان تو ز تو تا صبح در خونابه اند

گر چه بهتر مصلحت پیشت به لاغ و لابه اند

زار می نالند و مستانند، اگر جامی بود

گر چه هر شب تا سحر چون ماهیی برتابه اند

چنگ من ناله است می خون جگر و اصحاب تو

همنشین بربط و همزانوی قرابه اند

تا تو دست جود بگشادی، فلک بیکار ماند

اختران در هفت گنبد صورت گرمابه اند

آفت خسرو شدند این هر دو چشم و لاجرم

من ز شان در خون و شان از خویش در خونابه اند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۵۱ژاله از نرگس فرو بارید و گل را آب داد
  2. شمارهٔ ۶۵۲دوش بوی گل مرا از آشنایی یاد داد
  3. شمارهٔ ۶۵۳آن همه دعوی که اول عقل دعوی دار کرد
  4. شمارهٔ ۶۵۴یا رب، آن بالا مگر از آب حیوان ریختند
  5. شمارهٔ ۶۵۵آبرویم ز آتش سودای خوبان شد به باد
  6. شمارهٔ ۶۵۶در شب هجران که روزی هیچ دشمن را مباد
  7. شمارهٔ ۶۵۷غمزه هایی کرد چشمش با دل این نامراد
  8. شمارهٔ ۶۵۸ساقیا، می ده که بیرون سبزه های تر دمید
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.