پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۶۴۲

باز گل بشکفت و گلرویان سوی بستان شدند

مطرب و بلبل بهم در نغمه و دستان شدند

میهمان دیگری بود او به باغ و من به رشک

جمله مرغان چمن از آه من بریان شدند

چون گلی بینم، تو یاد آبی و جان پاره شود

این همه سرهای غنچه بهر جان پیکان شدند

باغ حاجت نیست هم در کوی خود بین کاهل دل

خاک گشتند اول و آنگه گل و ریحان شدند

دولت حسنت فزون بادا که نیکوتر شود

این همه دلها که از اقبال تو ویران شدند

می شدند اهل وفا مهمان رویت بلکه شان

بر جگرهای کباب خویشتن مهمان شدند

لاف عشق و وصل یاران، این بدان ماندبدان

حاجیان در کعبه ماندند و به ترکستان شدند

خسروا، با ما بیا تا با خیالش خوش شویم

زانکه هر کس با نگار خویش در بستان شدند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۴۴باز گل می آید و دل در بلا خواهد فتاد
  2. شمارهٔ ۶۴۵دل ز دست من برفت و آرزوی دل بماند
  3. شمارهٔ ۶۴۶رفتیم از چشم و در دل حسرت رویت بماند
  4. شمارهٔ ۶۴۷عاشقان نقل غمت با باده احمر خورند
  5. شمارهٔ ۶۴۸شهسوارانی که فتح قلعه دین کرده‌اند
  6. شمارهٔ ۶۴۹عاشقان تو ز تو تا صبح در خونابه اند
  7. شمارهٔ ۶۵۰چشمها را گوی کاین ناز و کرشمه کم کنند
  8. شمارهٔ ۶۵۱ژاله از نرگس فرو بارید و گل را آب داد
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.