پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۶۱۷

نازک رخ جانان من بوی گل خندان دهد

خوش وقت باد صبحدم کو بوی آن بستان دهد

دی بنده زان سرو روان چون عشوه بستد داد جان

ناچار پیش نیکوان هر کاین ستاند، آن دهد

دردی که از جانان بود، راحت فزای جان بود

یک درد دیگر آن بود، کو وعده درمان دهد

بگشاد از لب خنده را، بهر من افگنده را

آری، خدا چون بنده را دولت دهد، آسان دهد

دل از تنم گشته جدا تا خود کیش گوید، بیا

جان بهر رفتن بر دو پا تا خود کیش فرمان دهد

کرد آن سوارم بی سپر وز دل کشیدم اینقدر

ندهم عنان دل را اگر زین پس خدایم جان دهد

چون بر سرم آن بوالهوس، ناوک زنان راند فرس

دل زنده باید آن نفس تا بوسه بر پیکان دهد

یک لحظه مقصود من، بشنو زیان و سود من

تا اشک خون آلود من شرح غم هجران دهد

خسرو شبی و یار نی پیدا، گرش ندهی به من

کم زانکه بر باید شبی بوسه دو سه پنهان دهد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۱۹شبهای عاشق را گهی صبح طرب کمتر دمد
  2. شمارهٔ ۶۲۰چند ز دور بینمت، وه که دلم کباب شد
  3. شمارهٔ ۶۲۱سال نو است و عشق نو عشرت یار من چه شد
  4. شمارهٔ ۶۲۲چون ز نسیم صبحدم زلف تو در هوا شود
  5. شمارهٔ ۶۲۳شاه سوار من نگر مست و خراب می رود
  6. شمارهٔ ۶۲۴هر که چو تو به نیکویی آفت عقل و جان بود
  7. شمارهٔ ۶۲۵زلف تو باز فتنه را رشته دراز می دهد
  8. شمارهٔ ۶۲۶هر که دمی به یاد آن دلبر مه لقا زند
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.