پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۶۱۹

شبهای عاشق را گهی صبح طرب کمتر دمد

کز ناوک غمزه زنان پیکانش در بستر دمد

شیرین نباتی خاسته گرد لب شکر فشانش

شیرین چرا نبود، بگو، آن سبزه کز شکر دمد

هر شب که آید بر دلم آن غمزه خونریز او

هر موی من خاری شود، زان غنچه خون تر دمد

من کشته یک پاسخش، او در سخن با دیگران

من مرده روح اللهم، دم جانب دیگر دمد

از بسکه سرها خاک شد، دلها هم اندر کوی او

نبود عجب، گر از زمین دل روید و یا سر دمد

تا سوخته نبود دلی، در وی نگیرد سوز من

آتش کجا خیزد کسی، گر دم به خاکستر دمد

گفتم که، ای خورشید حشر، آخر ازین سو تابشی

گفتا که خسرو، باش تا صبح قیامت بردمد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۲۱سال نو است و عشق نو عشرت یار من چه شد
  2. شمارهٔ ۶۲۲چون ز نسیم صبحدم زلف تو در هوا شود
  3. شمارهٔ ۶۲۳شاه سوار من نگر مست و خراب می رود
  4. شمارهٔ ۶۲۴هر که چو تو به نیکویی آفت عقل و جان بود
  5. شمارهٔ ۶۲۵زلف تو باز فتنه را رشته دراز می دهد
  6. شمارهٔ ۶۲۶هر که دمی به یاد آن دلبر مه لقا زند
  7. شمارهٔ ۶۲۷به چه کار آیدم آن دل که نه در کار تو آید؟
  8. شمارهٔ ۶۲۸خرم آن روز که دیدار تو پیش نظر آید
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.