پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۶۲۴

هر که چو تو به نیکویی آفت عقل و جان بود

خون هزار بی گنه ریزد و جای آن بود

ماند زبان و دل بشد از غم تو مرا و خود

عاشق خسته تا بود بیدل و بی زبان بود

تو به کمین آنکه من کشته شوم به کوی تو

من به دعای آنکه تا عمر تو جاودان بود

تو به عتاب حاضری، چون به منت نظر فتد

من به قصاص راضیم، گر ز توام امان بود

من ز عتاب چشم تو بد نکنم که در جهان

تندی و خشم و بدخویی عادت نیکوان بود

در سر و کار عاشقی، هر که نباخت خان و مان

عاشق دوست نیست او، عاشق خان و مان بود

دولت اگر نمی کند سوی من گدا گذر

تو گذری کن این طرف دولت من همان بود

چون تو به باغ بگذری گل نرسد به بوی تو

لیک رسد به قامتت، سرو اگر روان بود

زلف گذشت بر لبت تیره شدی به روی من

بوسه کسی اگر زند، سوی منت گمان بود

خسرو خسته را چو جان در سر و کار عشق شد

بوسه مضایقه مکن، تاش به جای جان بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۲۶هر که دمی به یاد آن دلبر مه لقا زند
  2. شمارهٔ ۶۲۷به چه کار آیدم آن دل که نه در کار تو آید؟
  3. شمارهٔ ۶۲۸خرم آن روز که دیدار تو پیش نظر آید
  4. شمارهٔ ۶۲۹چند گاهی دگر ار چشم تو در ناز بماند
  5. شمارهٔ ۶۳۰باز شب افتاد و ما را دل همان جا شد که بود
  6. شمارهٔ ۶۳۱دوش ما بودیم و آن مهر و، شب مهتاب بود
  7. شمارهٔ ۶۳۲ای خوش آن وقتی که آن بدعهد با ما یار بود
  8. شمارهٔ ۶۳۳ای خوش آن وقتی که ما را دل به جای خویش بود
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.