پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۶۳۰

باز شب افتاد و ما را دل همان جا شد که بود

باز جانم را همان آغاز سودا شد که بود

عشق کهنه نو شد، ای دل، شغل غم نو کن که باز

فتنه در جان هم بدانسان کارفرما شد که بود

ما و بت را سجده زین پس، آن هم ار افتد قبول

کان همه زهد و نماز رسمی از ما شد که بود

پایمال مرکبم کن، وین بگو بهر دیت

آنکه شبدیز مرا خاک قدمها شد که بود

توبه آلوده خسرو کرد یک چندی و باز

منت ایزد را که هم زانگونه رسوا شد که بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۳۲ای خوش آن وقتی که آن بدعهد با ما یار بود
  2. شمارهٔ ۶۳۳ای خوش آن وقتی که ما را دل به جای خویش بود
  3. شمارهٔ ۶۳۴تا جهان بود، از جهان هرگز دلم خرم نبود
  4. شمارهٔ ۶۳۵چشم یارم دوش بی هنگام خواب آورده بود
  5. شمارهٔ ۶۳۶شب رسید آن شمع کو عمری درون سینه بود
  6. شمارهٔ ۶۳۷من ز جانان گر چه صد اندوه جان خواهم کشید
  7. شمارهٔ ۶۳۸باز از رندی علم بر آسمان خواهم کشید
  8. شمارهٔ ۶۳۹صبحگه، یارب، حدیثی زان دو لب خواهم کشید
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.