پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۴۶۳

دلت هر لحظه می‌گردد کجا روی وفا روید؟

غلط خود می‌کنم، در سنگ غلتان کی گیا روید؟

ز بس دل‌ها که در کویت فرو شد، هر زمان آنجا

همه باران خود بارد، همه مردم گیا روید

دلت سنگ است و من از تو زبان گندمین خواهم

چگونه خوشه گندم ز روی آسیا روید

بناگوش بنفشه سرکش است از نالش سبزه

که تا آن سبزه در زیر بناگوشش چرا روید؟

بسی دیدم که گلهای معین روید از بستان

ندیدم بوستانی کاندران مشک ختا روید

خطی باشد به خون ز اقرار دل از بندگی او

هر آن سبزه که بر خاک درت از خون ما روید

بود از غصه های دل بهم پیوسته تو بر تو

گلی کز آب چشم ما به کویت جابه جا روید

دل خسرو که از باد حوادث دانه غم شد

نمی‌داند که در کشت وفاداری کجا روید؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۶۵رخی داری که وصف آن به خاطر درنمی‌گنجد
  2. شمارهٔ ۴۶۶چو ترک مست من هر لحظه ای سوی دگر غلتد
  3. شمارهٔ ۴۶۷چه خوش صبحی دمید امشب مرا از روی یار خود
  4. شمارهٔ ۴۶۸دروغ و راستی کان غمزه غماز پیوندد
  5. شمارهٔ ۴۶۹بتی کو هر دمم دشنامهای شکرین بخشد
  6. شمارهٔ ۴۷۰دلم برون شد از غمت، غمت ز دل برون نشد
  7. شمارهٔ ۴۷۱دل باز به جوش آمد، جانان که می آید
  8. شمارهٔ ۴۷۲ما را تو صنم باشی، دیگر به چه کار آید
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.