پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۵

چشم فتانت که دی بر رو نخفت

فتنه را بیدار کرده او نخفت

تاز جوی لب خط سبزت بخاست

سبزه تر بر لب هر جو نخفت

گل برآمد با تو و بادش به روی

پشت دستی زد که تو بر تو نخفت

من نخفتم در فراقت هیچ گاه

چشم من در حسرت آن رو نخفت

نی خود آن نرگس به خونم راه داشت

بخت من، کان غمزه بد خو نخفت

هر که پهلوی تو خود در خواب دید

تا قیامت هم بر آن پهلو نخفت

بازویت خسرو چو زیر سر نیافت

کرد تنها زیر سر بازو، نخفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۷ای دهانت، چشمه آب حیات
  2. شمارهٔ ۲۶۸شکرین لعل تو کان نمک است
  3. شمارهٔ ۲۶۹نرگس مست تو خواب آلوده است
  4. شمارهٔ ۲۷۰ای که روی تو حیات جان است
  5. شمارهٔ ۲۷۱تیر کدامین بلاست کان به کمان تو نیست
  6. شمارهٔ ۲۷۲درد سر دوستان آه و فغان من است
  7. شمارهٔ ۲۷۳عمر به پایان رسید در هوس روی دوست
  8. شمارهٔ ۲۷۴هر که نگه در تو کرد بیش به بستان نرفت
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.