پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۲

آمد آن یاری که در دل جای اوست

راحت جان صورت زیبای اوست

آشنایی تازه کرد این سرکه او

ز آشنایان قدیم پای اوست

یک قبا جانم که از تن رفته بود

دیدم آنگه در ته یک تای اوست

لذت خو کرده خود باز یافت

دل که بد خو کرده حلوای اوست

خارها بس نیش سختم می زنند

گر چه ناوک رسته خرمای اوست

بر دلم کوه و غم و دل بر قدش

وه چه بارست اینکه بر بالای اوست

خسروا، گر دل ستد، تو در بمان

گیتی آن داند که آن کالای اوست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۴ای نسیم صبحدم، یارم کجاست
  2. شمارهٔ ۲۶۵چشم فتانت که دی بر رو نخفت
  3. شمارهٔ ۲۶۶صد دل اندر زلف شب گون سوخت ست
  4. شمارهٔ ۲۶۷ای دهانت، چشمه آب حیات
  5. شمارهٔ ۲۶۸شکرین لعل تو کان نمک است
  6. شمارهٔ ۲۶۹نرگس مست تو خواب آلوده است
  7. شمارهٔ ۲۷۰ای که روی تو حیات جان است
  8. شمارهٔ ۲۷۱تیر کدامین بلاست کان به کمان تو نیست
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.