پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۱

بار عشقت بر دلم باری خوش است

کار من عشق است و این کاری خوش است

جان دهم در پاش، ار چه بی وفاست

دل بدو بخشم که دلداری خوش است

بلبل شوریده را از عشق گل

در چمن با صحبت خاری خوش است

راستی را سرو در نشو و نماست

از قد یارم نموداری خوش است

هیچ بیماری نباشد خوش، ولی

چشم جادوی تو بیماری خوش است

تیر چشم او جهان در خون گرفت

لیک از دستت کمان داری خوش است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۳کار بالای تو تا بالا گرفت
  2. شمارهٔ ۲۵۴یار بی موجب دل از ما برگرفت
  3. شمارهٔ ۲۵۵مردم از کوی تو چون بیدل نرفت
  4. شمارهٔ ۲۵۶از تو بر خاطر مرا آزار نیست
  5. شمارهٔ ۲۵۷مفلسی از پادشایی خوشتر است
  6. شمارهٔ ۲۵۸یار ما را عزم رایی دیگر است
  7. شمارهٔ ۲۵۹ترک من طره مشوش کرده است
  8. شمارهٔ ۲۶۰مه غلام تست با رویی که هست
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.