پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۸

یار ما را عزم رایی دیگر است

باز در بند جفایی دیگر است

در نظر می آیدم گلها بسی

چون کنم آن روی جایی دیگر است

گر یکی چشمم به رویش روشن است

خاک پایش توتیایی دیگر است

ساقیا، می ده که بر یاد لبت

بامی امروزم صفایی دیگر است

با رقیبان ساختن بیچارگی است

محنت هجران بلایی دیگر است

دوستدارانت بسی هستند، لیک

خسرو مسکین، گدایی دیگر است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۰مه غلام تست با رویی که هست
  2. شمارهٔ ۲۶۱روی خوبت دلبری را پایه ای است
  3. شمارهٔ ۲۶۲آمد آن یاری که در دل جای اوست
  4. شمارهٔ ۲۶۳رنگی از حسن تو در روی گل است
  5. شمارهٔ ۲۶۴ای نسیم صبحدم، یارم کجاست
  6. شمارهٔ ۲۶۵چشم فتانت که دی بر رو نخفت
  7. شمارهٔ ۲۶۶صد دل اندر زلف شب گون سوخت ست
  8. شمارهٔ ۲۶۷ای دهانت، چشمه آب حیات
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.