پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۰

مه غلام تست با رویی که هست

مشک خاک تست با بویی که هست

دست بست آیینه پیشت ایستاد

روی دیگر یافت با رویی که هست

خوی ناسازت نخواهد شد دگر

هم نخواهد ساخت با خویی که هست

تیغ برکش کز پی فرمان تست

جان و دل را پشت و پهلویی که هست

آب خورد آورد غمها سوی ما

آب چشمم را به هر سویی که هست

ای طبیب، از من برو کاین درد عشق

به نخواهد شد به دارویی که هست

چند مستوری کنی کز بهر تو

شهره شد خسرو به هر کویی که هست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۲آمد آن یاری که در دل جای اوست
  2. شمارهٔ ۲۶۳رنگی از حسن تو در روی گل است
  3. شمارهٔ ۲۶۴ای نسیم صبحدم، یارم کجاست
  4. شمارهٔ ۲۶۵چشم فتانت که دی بر رو نخفت
  5. شمارهٔ ۲۶۶صد دل اندر زلف شب گون سوخت ست
  6. شمارهٔ ۲۶۷ای دهانت، چشمه آب حیات
  7. شمارهٔ ۲۶۸شکرین لعل تو کان نمک است
  8. شمارهٔ ۲۶۹نرگس مست تو خواب آلوده است
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.