پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۵

مردم از کوی تو چون بیدل نرفت

هر که در میخانه شد عاقل نرفت

عمر در سر شد به رسوایی عشق

وین هوس از جان بی حاصل نرفت

مهر رویش در دلم پنهان نماند

آفتاب اندر حجاب گل نرفت

کاروان بگذشت و محمل ماند دور

وز دل من یاد آن محمل نرفت

برکشیدم تنگ تن را سوی صبر

لاشه لاغر بود تا منزل نرفت

ما و غرق بحر هجران، چون کنیم

کشتی درویش در ساحل نرفت

با کسی وقتی وصالی داشتیم

سالها بگذشت و آن از دل نرفت

شکر کن، خسرو، بلای عشق را

زانکه این فیض است، گر قابل نرفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۷مفلسی از پادشایی خوشتر است
  2. شمارهٔ ۲۵۸یار ما را عزم رایی دیگر است
  3. شمارهٔ ۲۵۹ترک من طره مشوش کرده است
  4. شمارهٔ ۲۶۰مه غلام تست با رویی که هست
  5. شمارهٔ ۲۶۱روی خوبت دلبری را پایه ای است
  6. شمارهٔ ۲۶۲آمد آن یاری که در دل جای اوست
  7. شمارهٔ ۲۶۳رنگی از حسن تو در روی گل است
  8. شمارهٔ ۲۶۴ای نسیم صبحدم، یارم کجاست
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.