پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۴

یار بی موجب دل از ما برگرفت

یار دیگر کرد و کار از سر گرفت

دل ز هجرش برگ درد و غم بساخت

جان ز شوقش ترک خواب و خور گرفت

آنچه کرد، آخر مسلمانی نماند

این چه شد، یا رب، جهان کافر گرفت

بد همی گفتند و می نشیند هیچ

عاقبت گفت بدانش در گرفت

دل غبار سوز خود بیرون فگند

عالمی در خون و خاکستر گرفت

پاک می کردم سرشک، آهم بجست

آتش اندر آستین تر گرفت

لعل او در دلبری استاد بود

خط دکان زاستاد بالاتر گرفت

مردمان گویند، دل بر گیر ازو

روی، اگر اینست، نتوان برگرفت

جان خسرو از پی این این روز راست

کو به خون عاشقان خنجر گرفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۶از تو بر خاطر مرا آزار نیست
  2. شمارهٔ ۲۵۷مفلسی از پادشایی خوشتر است
  3. شمارهٔ ۲۵۸یار ما را عزم رایی دیگر است
  4. شمارهٔ ۲۵۹ترک من طره مشوش کرده است
  5. شمارهٔ ۲۶۰مه غلام تست با رویی که هست
  6. شمارهٔ ۲۶۱روی خوبت دلبری را پایه ای است
  7. شمارهٔ ۲۶۲آمد آن یاری که در دل جای اوست
  8. شمارهٔ ۲۶۳رنگی از حسن تو در روی گل است
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.