پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۲۴۷

صفتی ست آب حیوان، زدهان نوشخندت

اثری ست جان شیرین، ز لبان همچو قندت

به کدام سرو بینم که ز تو صبور باشم

که دراز ماند در دل هوس قد بلندت

به خزان هجر مردم، چه کمت شود که ما را

به غلط گلی شکفتی ز دهان نوشخندت

منم و هزار پیچش ز خیال زلف در دل

به کجا روم که جانم رهد از خم کمندت

به رهت فتاده مردم روشی نما به جولان

که چو مردنی ست باری به ته سم سمندت

ز تو دور چند سوزم به میان آتش غم

همه غیرتم ز عود و همه رشکم از سپندت

کن اشارتی چو شاهی که برند بند بندم

که ز لطف این سیاست برهم مگر ز بندت

بزن، ای رفیق، آتش که اثر نماندم تا

تو رهی ز مالش، من، من سوخته ز بندت

مپز این خیال خسرو که به عشق در نمانی

بود ار چه زاهل شهری شب و روز ریشخندت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۹اثری نماند باقی ز من اندر آرزویت
  2. شمارهٔ ۲۵۰گر چه سرو باغ را بالا خوش است
  3. شمارهٔ ۲۵۱بار عشقت بر دلم باری خوش است
  4. شمارهٔ ۲۵۲عاشقان را درد بی مرهم خوش است
  5. شمارهٔ ۲۵۳کار بالای تو تا بالا گرفت
  6. شمارهٔ ۲۵۴یار بی موجب دل از ما برگرفت
  7. شمارهٔ ۲۵۵مردم از کوی تو چون بیدل نرفت
  8. شمارهٔ ۲۵۶از تو بر خاطر مرا آزار نیست
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.