پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۹

فتنه اهل نظر چون به جهان طلعت اوست

نظر عاشق شیدا همه بر صورت اوست

عشق آن روی بلایی و منش می طلبم

هر که را معرفتی هست، بلا نعمت اوست

باغبان، سرو سهی را مکن از باغ روان

کاین نظرهای خلایق همه بر قامت اوست

هوس زاهد بیچاره بهشت است و نعیم

طلب عاشق شیدا همگی رحمت اوست

بر در پیر مغان رفتم و جستم نظری

این همه بخشش، ازان یک نظر همت اوست

خسرو از خاک کف پای بتان گشت، چه باک

هر که در کوی بتان خاک شود همت اوست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۱شد هوا سرد، کنون موسم خرگاه کجاست
  2. شمارهٔ ۲۲۲بند جانم ز خم سلسله موی کسی ست
  3. شمارهٔ ۲۲۳کشته تیغ جفایت دل درویش من است
  4. شمارهٔ ۲۲۴هر که را در سر زلف صنمی دسترسی است
  5. شمارهٔ ۲۲۵یارب، اندر سر هر موی تو چندان چه خم است
  6. شمارهٔ ۲۲۶روزگاریست که در خاطرم آشوب و فلانست
  7. شمارهٔ ۲۲۷عشق با جان بهم از سینه برون خواهد رفت
  8. شمارهٔ ۲۲۸تا ندانی ز دلم یار برون خواهد رفت
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.