پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۷۸

بت من، بت پرست را چه زنی؟

مستم از عشق، مست را چه زنی؟

روی خود پوش، چشم را چه کنی

بت شکن، بت پرست را چه زنی؟

آخر از شست دور کن یک تیر

به یکی تیر شست را چه زنی؟

عالمی در رهت نشسته بماند

راه اهل نشست را چه زنی؟

من که بر آستانت پست شدم

لگد قهر، پست را چه زنی؟

چون زبردست را نیاری زد

خود بگو زیر دست را چه زنی؟

تیغ بهر شکست کافر زن

خسرو پر شکست را چه زنی؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۸۰گر منت می کنم عنان گیری
  2. شمارهٔ ۱۸۸۱تا تو روی چو ماه بنمایی
  3. شمارهٔ ۱۸۸۲چو کار جهان نیست جز بیوفایی
  4. شمارهٔ ۱۸۸۳مرادوش گویی به خواب آمدی
  5. شمارهٔ ۱۸۸۴ز من برشکستی به یکبارگی
  6. شمارهٔ ۱۸۸۵تو خود به غمزه سراسر کرشمه و نازی
  7. شمارهٔ ۱۸۸۶ای شب تیره به گیسوی کسی می مانی
  8. شمارهٔ ۱۸۸۷کرشمه کردن تو وقت نار و بدخویی
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.