پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۸۷

کرشمه کردن تو وقت نار و بدخویی

سزد که نو کند اکنون لباس دلجویی

چه آبروست که حسن از رخ تو می بارد

به وقت صبح که روی چو ماه می شویی

جز از تو روی کسی را نکو نمی بینم

که دیگری نبود خود بدین نکورویی

به عشوه عیش مرا تلخ می کنی هر روز

مکن که خود شودت همچنین به بدخویی

فتاده ام به درت خان و مان رها کرده

رها کن، از من بی خان و مان چه می جویی؟

اگر به پیش تو ازبنده گر بدی گوید

بدو بگو که تو، باری نکو نمی گویی

بیا تو در بر خسرو، ببر غم از دل او

به شادی دل آن کس که در بر اویی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۸۹تا داشت به جان طاقت، بودم به شکیبایی
  2. شمارهٔ ۱۸۹۰مگر، ای باد نوروزی، گذر بر یار من داری
  3. شمارهٔ ۱۸۹۱دلا، آن ترک را دیدی، کنون سامان کجا بینی؟
  4. شمارهٔ ۱۸۹۲عزیزی همچو جان، ار چه چو خاکم خوار بگذاری
  5. شمارهٔ ۱۸۹۳گهی بنما و گه پوشیده دار آن روی گلناری
  6. شمارهٔ ۱۸۹۴ز من که عاشق و مستم صلاح کار مجوی
  7. شمارهٔ ۱۸۹۵ای باد صبح گاهی، خه از کدام سویی؟
  8. شمارهٔ ۱۸۹۶نه از ره ست که گوییم کبک خوش گامی
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.