پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۹۶

نه از ره ست که گوییم کبک خوش گامی

که کبک قهقهه بر خود زند چو بخرامی

ز شرم سر به گریبان فرو برد غنچه

اگر به باغ روی، کان چنان گل اندامی

چو ذره زیر و زبر می شوند مشتاقان

در آن زمان که چو خورشید بر سر بامی

اگر تویی به سرانجام بد ز من خرسند

کدام حال مرا به ز بد سرانجامی؟

به سینه می گذری هر دمی و می سوزی

که آتشی تو، به خاشاک در نیارامی

نگشت سیر ز طوفان آتش شوقت

دلم که بود گوارانش دوزخ آشامی

کسی که لاف زد از سوز عشق شمع وشان

اگر کم است ز پروانه ای، زهی خامی

چرا کشد ز گریبان عشق سر آن کو

نکرده پاره یکی پیرهن به بدنامی

بباز بهر هوس جان به کام دل، خسرو

که هست مر همه را مردنی به ناکامی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۹۸هر بار که تو در دل شب در دلم آیی
  2. شمارهٔ ۱۸۹۹تو، ای پسر، که از این سو سوار می گذری
  3. شمارهٔ ۱۹۰۰ما را در آرزویت بگذشت زندگانی
  4. شمارهٔ ۱۹۰۱هوس پخته ست این پروانه بهر خویشتن سوزی
  5. شمارهٔ ۱۹۰۲به ناز هر نفسی سوی من گذر چه کنی؟
  6. شمارهٔ ۱۹۰۳ای جان ز تن رفته، به تن باز کی آیی؟
  7. شمارهٔ ۱۹۰۴تو نیز ای بی وفا، تا کی ستم بر جان من خواهی؟
  8. شمارهٔ ۱۹۰۵ز من برگشته ای، جانا، ندانم با که می سازی؟
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.