پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۰۰

ما را در آرزویت بگذشت زندگانی

باقیست تا دو سه دم، دریاب گر توانی

چشمت که کشت ما را باشد همین قصاصش

کز دور مردن من بنماییش نهانی

گر این تن چو مویم بوده ست از تو گویی

تو دیر زی که اینک مردیم از گرانی

رشک آیدم ز تیغت بر عاشقان دیگر

این لطف هم مرا کن از بهر آن جوانی

چون بر سرم رسیدی، بر من مبارک آمد

مردن بر آستانت، ای جان زندگانی

شکر غم تو گویم کز دولتش همه شب

با دیده در شرابم، با دل به دوستگانی

با سوز خود خوشم من، بر من مخند گه گه

تا بیشتر نگردد این داغهای جانی

گر بگذری بدانسو، ای باد، زلف او را

زان گونه کو نداند، از من دعا رسانی

بی او، دلا، ز خسرو کم جو قرار و سامان

کو رسم صبر داند، لیکن چنانکه دانی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۰۲به ناز هر نفسی سوی من گذر چه کنی؟
  2. شمارهٔ ۱۹۰۳ای جان ز تن رفته، به تن باز کی آیی؟
  3. شمارهٔ ۱۹۰۴تو نیز ای بی وفا، تا کی ستم بر جان من خواهی؟
  4. شمارهٔ ۱۹۰۵ز من برگشته ای، جانا، ندانم با که می سازی؟
  5. شمارهٔ ۱۹۰۶بدین صفت که تویی در زمانه، معذوری
  6. شمارهٔ ۱۹۰۷هندوی زلف را چو تو یغما چنین دهی
  7. شمارهٔ ۱۹۰۸چو لب زنی به می و در میان بگردانی
  8. شمارهٔ ۱۹۰۹گر چه به نظاره ایم، نیز نخوانی
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.