پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۸۳

مرادوش گویی به خواب آمدی

به کف کرده جام شراب آمدی

کنون هست جان کندنم زان خمار

که در خواب مست و خراب آمدی

ز حیرت به خواب اجل می روم

به بیداریم نه به خواب آمدی

به دل بردنم آمدی، عیب نیست

تو مستی به بوی کباب آمدی

شبی داشتم تیره از روز بد

شبم خوش که چون ماهتاب آمدی

چو جستند از گریه من سبب

تو بودی که بر روی آب آمدی

کجا بودی، ای اختر، نیک فال؟

که مه بودی و آفتاب آمدی

به قهر ارچه کامل شدی، هم خوشم

که در تیغ حاضر جواب آمدی

دل خسرو از تو نشد هیچ دور

به ره گر چه بس ماهتاب آمدی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۸۵تو خود به غمزه سراسر کرشمه و نازی
  2. شمارهٔ ۱۸۸۶ای شب تیره به گیسوی کسی می مانی
  3. شمارهٔ ۱۸۸۷کرشمه کردن تو وقت نار و بدخویی
  4. شمارهٔ ۱۸۸۸سمن داری به زیر سبزه یا خود یاسمین داری
  5. شمارهٔ ۱۸۸۹تا داشت به جان طاقت، بودم به شکیبایی
  6. شمارهٔ ۱۸۹۰مگر، ای باد نوروزی، گذر بر یار من داری
  7. شمارهٔ ۱۸۹۱دلا، آن ترک را دیدی، کنون سامان کجا بینی؟
  8. شمارهٔ ۱۸۹۲عزیزی همچو جان، ار چه چو خاکم خوار بگذاری
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.