پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۶۶

ای گل که چنین در بغلت تنگ گرفته

کز خون دلت پیرهنت رنگ گرفته

آن سوختگی جگر لاله ازان است

کز آه من آتش به دل سنگ گرفته

تا دست تظلم نزند کس به عنانش

تن داده به مستی و عنان تنگ گرفته

از سوزن زنگار گرفته بشناسد

بس کز نم گریه مژه ام زنگ گرفته

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۶۸به گردت باد سردی هر دم از عشاق دیوانه
  2. شمارهٔ ۱۷۶۹به باغ سایه ابرست و آب در سایه
  3. شمارهٔ ۱۷۷۰ای لبت شهر پر شکر کرده
  4. شمارهٔ ۱۷۷۱قاصد نیامد کآورد زان نامسلمان نامه ای
  5. شمارهٔ ۱۷۷۲شهری‌ست معمور و در او از هر طرف مه‌پاره‌ای
  6. شمارهٔ ۱۷۷۳جان ز هجرت چیست، زار افتاده ای
  7. شمارهٔ ۱۷۷۴هرروز کآفتاب برآرد زبانه‌ای
  8. شمارهٔ ۱۷۷۵فریاد کاندر شهر ما خون می‌کند عیاره‌ای
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.