پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۷۱

قاصد نیامد کآورد زان نامسلمان نامه ای

جان خاک راه قاصدی کآرد ز جانان نامه ای

چون کافرانم کشت غم، چون هندوانم سوخت هجر

یارب، چه بودی کامدی زان نامسلمان نامه ای

بیم است، جانان، کز غمت از پرده بیرون اوفتم

تا راز من پنهان بود، بفرست پنهان نامه ای

بر دل نهم آن نامه را چون کاغذی بر ریش تو

بر ریش دل مرهم کنم ناچار زینسان نامه ای

خودگیر کآید نامه ای زو بر من شوریده سر

خواندن نیارم، چون کنم زین چشم گریان نامه ای

تیر آورد نامه بسی، بفرست بر جانم ز تن

تا مونس گورم شود بفرست یاران نامه ای

دارم به دل سودا بسی پیچیده بر هم تو به تو

بهر دل از تیغ مژه بشکاف و بر خوان نامه ای

ای دیده، خوناب جگر بر نوک مژگان بر همه

پس از زبان کالبد بنویس بر جان نامه ای

خسرو، در این سوز نهان بیهوده سودا می پزی

درویش را آن بخت کوکآید ز سلطان نامه ای

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۷۳جان ز هجرت چیست، زار افتاده ای
  2. شمارهٔ ۱۷۷۴هرروز کآفتاب برآرد زبانه‌ای
  3. شمارهٔ ۱۷۷۵فریاد کاندر شهر ما خون می‌کند عیاره‌ای
  4. شمارهٔ ۱۷۷۶خردی هنوز و کودکی، ای نازنین، برنا نه‌ای
  5. شمارهٔ ۱۷۷۷دیری ست کای گلبرگ تر بر روی ما خندان نه ای
  6. شمارهٔ ۱۷۷۸ای درد بیدرد دلم، تاراج پنهان کرده ای
  7. شمارهٔ ۱۷۷۹ای که چشم من به روی خویش روشن کرده‌ای
  8. شمارهٔ ۱۷۸۰سینه‌ام را از غم عالم تو بی‌غم کرده‌ای
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.