پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۷۶

خردی هنوز و کودکی، ای نازنین، برنا نه‌ای

جورت نمی‌گیرم گنه، کز نیک و بد دانا نه‌ای

هر سو که زیبا بگذرد، در دل همی بار آورد

زیباییت جان می‌برد، یا آفتی، زیبا نه‌ای

رخسار جان‌پرور ترا، شکلی ز جان خوش‌تر ترا

بیهوده هرکس مر ترا جان می‌نخواند تا نه‌ای

آشوب عقل گمرهی بر نیکوان شاهنشهی

نی نی که خورشید و مهی، پروین نه‌ای، جوزا نه‌ای

سروی چنین یا سوسنی یا از گل تر خرمنی

یعنی تو پهلوی منی، یارب تویی این یا نه‌ای

رویی چو گل شسته به خوی و آلوده لب‌ها را به می

دل‌ها به گردت پی به پی می‌بینمت، تنها نه‌ای

بد عهدی و نامهربان، گه دل دهی گاهی زبان

من با توام باری به جان، گر تو ز دل با ما نه‌ای

شوخی مکن زین‌ها مگو کِت نیست با ما آرزو

من بنده‌ام آنجا که تو، لیکن تویی کاینجا نه‌ای

دیشب کشیدم از کمین زنجیر زلف عنبرین

چشم تو گفت از خشم و کین خسرو مگر دیوانه‌ای

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۷۸ای درد بیدرد دلم، تاراج پنهان کرده ای
  2. شمارهٔ ۱۷۷۹ای که چشم من به روی خویش روشن کرده‌ای
  3. شمارهٔ ۱۷۸۰سینه‌ام را از غم عالم تو بی‌غم کرده‌ای
  4. شمارهٔ ۱۷۸۱ای که در هیچ غمی با دل من یار نه ای
  5. شمارهٔ ۱۷۸۲ای که در دیده درونی و در آغوش نه ای
  6. شمارهٔ ۱۷۸۳خنده را سوختن جان من آموخته ای
  7. شمارهٔ ۱۷۸۴آتش اندر آب هرگز دیده‌ای
  8. شمارهٔ ۱۷۸۵باز بر خونم کمر بربسته ای
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.