پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۸۴

آتش اندر آب هرگز دیده‌ای

عنبر اندر تاب هرگز دیده‌ای

چون دهان و لعل شورانگیز او

پسته و عناب هرگز دیده‌ای

شد نقاب عارضش زلف سیاه

شام پر مهتاب هرگز دیده‌ای

در صدف چون رشته دندان او

لؤلؤی خوشاب هرگز دیده‌ای

نرگسش در طاق ابرو خفته مست

مست در محراب هرگز دیده‌ای

در غمش خسرو چو چشم خون‌فشان

چشمه خوناب هرگز دیده‌ای

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۸۶سر در خمار، شب به کنار که بوده‌ای؟
  2. شمارهٔ ۱۷۸۷ای ده یکی ز خوبی تو مه، چگونه ای؟
  3. شمارهٔ ۱۷۸۸مشک بر اطراف مه آورده ای
  4. شمارهٔ ۱۷۸۹ز آب ملاحت که رخ آلوده ای
  5. شمارهٔ ۱۷۹۰گرچه به هر سخن دلم از تن ربوده‌ای
  6. شمارهٔ ۱۷۹۱تو شوخ هر کجا لب خندان گشوده ای
  7. شمارهٔ ۱۷۹۲آن دل خراب شد که تو آباد دیده‌ای
  8. شمارهٔ ۱۷۹۳تو با آن رو بگو مه را، چه باشی؟
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.