پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۸۷

ای ده یکی ز خوبی تو مه، چگونه ای؟

وز هر دو هفته ماه یکی ده، چگونه ای؟

گفتم رسم در آخر آن مه به نزد تو

آخر رسید، ای صنم، آن مه، چگونه ای؟

تا چند گوییم نرسیده ست گاه وصل

آن گاه نیز می رسد، آنگه، چگونه ای؟

گر چه نپرسیم که چگونه ست حال تو؟

باری توان ز حال من، آگه، چگونه ای؟

ره می روی و در پی تو صد هزار دل

ای برده صد هزار دل از ره، چگونه ای؟

دی بوسه دادیم چو شدم خاک بر درت

امروز خاک بوس در شه چگونه ای؟

آیم به نزد تو، چه خوش آید مرا ز تو

بر خسروت خوش آمدی، ای مه، چگونه ای؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۸۹ز آب ملاحت که رخ آلوده ای
  2. شمارهٔ ۱۷۹۰گرچه به هر سخن دلم از تن ربوده‌ای
  3. شمارهٔ ۱۷۹۱تو شوخ هر کجا لب خندان گشوده ای
  4. شمارهٔ ۱۷۹۲آن دل خراب شد که تو آباد دیده‌ای
  5. شمارهٔ ۱۷۹۳تو با آن رو بگو مه را، چه باشی؟
  6. شمارهٔ ۱۷۹۴چه بد کردیم کز ما برشکستی؟
  7. شمارهٔ ۱۷۹۵چون می نرسد دست به پایی که تو داری
  8. شمارهٔ ۱۷۹۶رخساره مکن راست به جایی که تو باشی
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.