پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۷۴

هرروز کآفتاب برآرد زبانه‌ای

بیرون جهم ز کلبه غم عاشقانه‌ای

نظاره بر رخ تو کنم گر ببینمت

باری ز چاوشان بخورم تازیانه‌ای

از دوستی تو به سر کوی تو نماند

ناشسته ز آب دیده من آستانه‌ای

افتاده راه من به دل و گنج معرفت

گشت از خیال سیمبران دردخانه‌ای

سوز درون کز او جگر من کباب شد

بیرون جهد ز هر ته مویی زبانه‌ای

مردن به کوی تو هوسم می‌کند، ولی

یابم اگر چو دیدن رویت بهانه‌ای

بیداری‌ام بکشت که هر‌روز ازین خمار

باشیم گه خراب چو مست شبانه‌ای

خوابم نماند بو که رسد خواب آخرم

آغاز کن ز لازمه من فسانه‌ای

خسرو مرو به باغ که از ناله تو دی

مرغان نخورده‌اند به گلنار دانه‌ای

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۷۶خردی هنوز و کودکی، ای نازنین، برنا نه‌ای
  2. شمارهٔ ۱۷۷۷دیری ست کای گلبرگ تر بر روی ما خندان نه ای
  3. شمارهٔ ۱۷۷۸ای درد بیدرد دلم، تاراج پنهان کرده ای
  4. شمارهٔ ۱۷۷۹ای که چشم من به روی خویش روشن کرده‌ای
  5. شمارهٔ ۱۷۸۰سینه‌ام را از غم عالم تو بی‌غم کرده‌ای
  6. شمارهٔ ۱۷۸۱ای که در هیچ غمی با دل من یار نه ای
  7. شمارهٔ ۱۷۸۲ای که در دیده درونی و در آغوش نه ای
  8. شمارهٔ ۱۷۸۳خنده را سوختن جان من آموخته ای
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.