پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۷۳

جان ز هجرت چیست، زار افتاده ای

دل ز عشقت بیقرار افتاده ای

من کیم، زاری حزینی بیدلی

غم خوری بی غمگسار افتاده ای

دردمندی مستمندی خسته ای

کارزار کار زار افتاده ای

خاکی بی آبرویی در هوا

آتشین آهی ز کار افتاده ای

دردنوشی، جانفروشی در خروش

بیکسی بی کار و بار افتاده ای

جان غریبی، بی نصیبی از حبیب

دور از یار و دیار افتاده ای

مبتلایی بینوایی در بلا

جان نثار دل فگار افتاده ای

بلبلی با غلغلی بی روی گل

وز میانه بر کنار افتاده ای

پای در گل، دست بر دل، سر به پیش

رفته عزت، سخت خوار افتاده ای

بیدلی بی دلبری بی مونسی

بی زر و بی زور و زار افتاده ای

خسته فرهادی، شکسته وامقی

خسروی بی خواستگار افتاده ای

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۷۵فریاد کاندر شهر ما خون می‌کند عیاره‌ای
  2. شمارهٔ ۱۷۷۶خردی هنوز و کودکی، ای نازنین، برنا نه‌ای
  3. شمارهٔ ۱۷۷۷دیری ست کای گلبرگ تر بر روی ما خندان نه ای
  4. شمارهٔ ۱۷۷۸ای درد بیدرد دلم، تاراج پنهان کرده ای
  5. شمارهٔ ۱۷۷۹ای که چشم من به روی خویش روشن کرده‌ای
  6. شمارهٔ ۱۷۸۰سینه‌ام را از غم عالم تو بی‌غم کرده‌ای
  7. شمارهٔ ۱۷۸۱ای که در هیچ غمی با دل من یار نه ای
  8. شمارهٔ ۱۷۸۲ای که در دیده درونی و در آغوش نه ای
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.