پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۶۹

به باغ سایه ابرست و آب در سایه

ازین سبب من و جانان و خواب در سایه

به سایه خفته بدم دی که یارم آمد و گفت

چه خفته ای که رسید آفتاب در سایه

فروغ روی تو تیزست، زلف بر لب نوش

ز آفتاب نهد آن شراب در سایه

مه منی و دل از روی تو به خط زان رفت

که سوخته رود از ماهتاب در سایه

کنون چو باد بیاید پیش از صبح

به گلشنی که درو باشد آب در سایه

به بانگ چنگ مگر ساقیم کند بیدار

چو خفته باشم مست و خراب در سایه

به بوستان منم امروز مجلسی و گلی

روانه کرده میی چون گلاب در سایه

در آفتاب همین ساقی است از رخ خویش

دگر صراحی و نقل و شراب در سایه

هوای گرم و تو نازک، برون مرو، جانا

بنوش با من میهای ناب در سایه

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۷۱قاصد نیامد کآورد زان نامسلمان نامه ای
  2. شمارهٔ ۱۷۷۲شهری‌ست معمور و در او از هر طرف مه‌پاره‌ای
  3. شمارهٔ ۱۷۷۳جان ز هجرت چیست، زار افتاده ای
  4. شمارهٔ ۱۷۷۴هرروز کآفتاب برآرد زبانه‌ای
  5. شمارهٔ ۱۷۷۵فریاد کاندر شهر ما خون می‌کند عیاره‌ای
  6. شمارهٔ ۱۷۷۶خردی هنوز و کودکی، ای نازنین، برنا نه‌ای
  7. شمارهٔ ۱۷۷۷دیری ست کای گلبرگ تر بر روی ما خندان نه ای
  8. شمارهٔ ۱۷۷۸ای درد بیدرد دلم، تاراج پنهان کرده ای
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.