پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۲۰

صبح دمید و روز شد، شمع به گوشه نه کنون

شمع چه، آفتاب هم، چون تو نشسته ای درون

ساقی حسن خود تو شو، ساقی خون خویش من

تو ز پیاله باده خور، من ز دل کباب خون

گریه چشم من نگر،سوز ندارد آبجو

ناله زار من شنو،درد ندارد ارغنون

از تو که شمع سینه ای سوخته گشت جان من

جان به چسان برون کشم تا تو روی زدل برون

فتوی بت پرستیم داد رخ تو،چون کنم

چون به شریعت غمت مفتی عقل شد برون

طره مشک سای تو ظل معطر الصبا

نرگس نیم مست تو باب مهیج الجنون

لاله ستان عاشقان بهر رخ تو خون دل

نوشد و بر همین دهد دیدن روی لاله گون

من زوجود بی خبر خیل خیال در نظر

بهر به خواب در کشم، تشنگیم شود فزون

تیشه تیز عشق را تاب کی آرد آدمی؟

گر چه ستون سنگ هست،ورچه که هست بیستون

ساغر آرزوی من، وه که چگونه پر شود؟

چرخ چنین که میدهد دور به کاسه نگون

جهد حسود، خسروا، در طلب مراد دل

رام کسی نمی شود بخت به حیله و فسون

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۲۲خه از کجاها می رسی آلوده می همچنین
  2. شمارهٔ ۱۶۲۳از خانه دشمن خاست دل، فریاد کردن چون توان؟
  3. شمارهٔ ۱۶۲۴آستان یار و آن گه خون من
  4. شمارهٔ ۱۶۲۵عیش من تلخ است ازان شکر لب شیرین سخن
  5. شمارهٔ ۱۶۲۶صد ره گذری هر دم بر جان خراب من
  6. شمارهٔ ۱۶۲۷سواره اینک آن سرو روانم می رود بیرون
  7. شمارهٔ ۱۶۲۸چشم است، یارب، آنچنان یا خود بلای جان من
  8. شمارهٔ ۱۶۲۹آه ازین تنگ قبایان شده تنگم دامان
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.